آرشیو وبلاگ
      آخرش که چی؟؟؟ (شهری نو ، کشوری نو و زندگی نو...)
رید! نویسنده: شرک - ۱۳۸٦/۸/٢٩
فکر کنید قراره مربی جدید تیم ملی اسمش باشه رید!!!
دیکه تیترهای روزنامه ها رو حدس بزنید!
- رید ، رید!
- ریدی رید!
و ...
****
شلوغه!
  نظرات ()
fifa manager 08 نویسنده: شرک - ۱۳۸٦/۸/٢٥
Fifa manager 08 اومد و خلاصه انتظار من به سر اومد!ولی چه فایده کامپیوتر اشغاله و به من اصلا نمیرسه!ماماااااااااااان من فیفا منیجر میخوامممممممم!آقا نمیدونید که من دارم تو محرومیت زندگی میکنم و بزرگ میشم!زن نگیرید ها!اگه زن نگیرید حداقل با خیال راحت میتونید فیفا منیجر بازی کنید.!
  نظرات ()
تعهد اخلاقی نویسنده: شرک - ۱۳۸٦/۸/٢۳
میگه :برای کشیدن کروکی منطقه باید سی دی تفکیکی کل شهر رو داشته باشی.
میگم:خب از کجا میتون تهیه کنم
میگه :از هیچ جا فقط ما ها که تو این اداره هستیم داریم و تعهد اخلاقی داریم که به کسی ندیم!
خب موفق شدم!10000 تومان تعهد اخلاقی رو بی حساب کردخداییش کجا بهتر از ایران برای زندگی هست؟هان؟!
  نظرات ()
تبریز نویسنده: شرک - ۱۳۸٦/۸/۱٦
اوه گوگل ارس چه پیشرفته شده کلی توش گشتم از خونمون از محل کارم ... وای راستی دانشگاهم رو هم پیدا کردم تو تبریز نقشه اینقدر دقیق بود که حتی گروه گیاهپزشکی رو هم توش پیدا کردم کلی خاطره برام زنده شد دلم گرفت چه خاطرات خوبی که گذشت...
  نظرات ()
هوای گرم و ساعت کار نویسنده: شرک - ۱۳۸٦/۸/۱٤
واااااااااااای چه هوای گرمی به به واااااااااااااای اصلا سررررررررررررررررررد نیست هوا خیلی گرمه خونه ما هم خیلی گرمه من دارم ذوب میشم از گرماااااااااا واااااااااااااااااااااااااااااااااای این هم صدای انگشتامو که به کیبد میخوره نه صدای دندونهای من!خونه گرمه گرمه گرمه!
****
کی گفته شیرازی ها تنبل هستند؟من که تو این سه سال که اینجا بودم چنین چیزی ندیدم!فقط ساعت کاریشون از 10 صبح هست تا 12 و بعد از ظهر 6 هست تا 6 صبح روز بعد!
****
فیروز کریمی؟!!!کرکر خندست به خدا!
  نظرات ()
امروز... نویسنده: شرک - ۱۳۸٦/۸/۱٢
رفتيم رنگ بخريم واسه اين مدرسه کوفتي که داريم مي سازيم!يارو چک نگرفت تو جيب ما دو نفر آدم هم کلا 82300 تومان بود!يارو نيمساعت چرتکه زد که ببينيم چطوري رنگ ببريم که بشه اينقدر!الان هم تا صبح اگه بميرم هم ماشين نعش کش نمياد منو ببره چون يک قرون تو جيبم نيست!تازه تعميرکار بوتان هم داره مياد خونه!!!
****
از وقتي ماشين رو فروختم احساس ميکنم بنزين چه مسئله بي اهميتي بوده اينقدر دربارش حرف ميزديم!نبود؟!
****
يارو تو 2 دقيقه 6 تا واکسن هپاتيت ب زد!اصلا منو نديد فقط يک دست ديد آمپول کرد توش و فرت!

  نظرات ()
گذشته ها! نویسنده: شرک - ۱۳۸٦/۸/۱۱
shrek.persianblog.ir
eshrek.blogspot.com
shrek.blogsky.com
www.capri-corn.com
www.ourdays.ws
www.ourdays.ir
 و حالا دوباره اومدم خونه اول!
****
حاج خانوم هم که فعلا داره مینویسه!
  نظرات ()
بازگشت! نویسنده: شرک - ۱۳۸٦/۸/۱۱
بعد از چهار سال و نیم...
***
آرشیوهای قبلی رو پاک کردم!ولی خب قدیمی ها یادشون میاد
  نظرات ()
مطالب اخیر دلتنگی ها مدیون! زندانی!!! باز آمد بوی ماه مدرسه!!! امروز Page can not found!!! هویجوری... دیوانه شدیم! سقوط انسانیت خوشک!!!
دوستان من تنها در تاریکی ییلاق ذهن مریم آی طارمه موج پرتال زیگور طراح قالب